عشق حقیقی

اونکه یه وقتی تنها کسم بود

تنها پناه دل بی کسم بود

تنهام گذاشت و رفت از کنارم

از درد دوریش من بیقرارم خیال میکردم پیشم میمونه

ترانه عشق واسم میخونه

خیال می کردم یه همزبونه

نمیدونستم نامهربونه

با اینکه رفته اما هنوزم

از داغ عشقش دارم میسوزم

فکر و خیالش همش باهامه

هرجا که میرم جلو چشامه جلو چشامه

دلم میخواد تا دووم بیارم

رو درد دوریش مرحم بزارم

اما نمیشه راهی ندارم

نمیتونم من طاقت بیارم

خیال میکردم پیشم میمونه

ترانه عشق واسم میخونه

خیال می کردم یه همزبونه

نمیدونستم نامهربونه


نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 3:0 توسط احمدوطیبه|

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391ساعت 21:38 توسط احمدوطیبه|

دلم یک کوچه میخواد بن بست
بارانی نم نم .....
و
یک خدا
که کمی باهم راه برویم
همین.............
 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 10:39 توسط احمدوطیبه|

هیچ وقت هیچ وقت از دلم نخواهی رفت اینو مطمئن باش همیشه توی قلبم میمونی و هیچ کسی نمیتونه بیرونت کنه حتی اگر ازم خبری نداشته باشی.

عاشقانه دوستت خواهم داشت مواظب خودت و خوبیهات باش فرشته ی من احمدم

نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 9:27 توسط احمدوطیبه|

رفتنت رو باورنمیکنم5c4bcb50a2b51516774c4cf99fd9908b-425

نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 22:49 توسط احمدوطیبه|

شاید سال ها بعد ، در گذر جاده ها بی تفاوت ازکنارهم بگذریم

و تو...

 

آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود...

نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 22:45 توسط احمدوطیبه|

سلام عزیزم طیبه جان تولدت مبارک هزار سال زنده نمیمونی

اما همون چند سالی که هستی به خوشی انشاللله

ارسال کننده طیبه

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1392ساعت 10:3 توسط احمدوطیبه|


یک روز مرگ را مثل روسری حریر سرم می کنم تو می خندی و می گویی:چقدر مردن به تو می اید 


نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392ساعت 14:37 توسط احمدوطیبه|

“به اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند

يكي زشب گرفتگان چراغ بر نمي كند
كسي به كوچه سار شب در سحر نمي زند

نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار
دريغ كز شبي چنين سپيده سر نمي زند

دل خراب من دگر خراب تر نمي شود
كه خنجر غمت از اين خراب تر نمي زند

گذر گهي است پر ستم كه اندرو به غير غم
يكي صلاي آشنا به رهگذر نمي زند

چه چشم پاسخ است از اين دريچه هاي بسته ات
برو که هيچ کس ندا به گوش کر نمي زند

نه سايه دارم و نه بر بيفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسي تبر نمي زند”

هوشنگ ابتهاج
http://8pic.ir/images/37115487963762723769.jpg

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 8:40 توسط احمدوطیبه|


امروز اومدم که اینجا رو ببندم چون کسی دیگه سر نمیزنه

منم خسته شدم از بس حرف زدم وکسی گوش نداد

بهتره حرفام عین راز تو دلم بمونه

ممنون از همه ی کسایی که اومدن و سر زدن

دوستون دارم و آرزوی موفقیت براتون دارم

احمد عزیزم میدونم خیلی وقته نمیای بالاخره اگه یه روزی سر زدی و دیدی که بسته شده

بدون که مجبورم کردی و خب بزار حرفامون بمونه و من دلخوش باشم

بقول دوستم زندگی اونی نیست که ما میبینیم

مواظب خودت و خوبیهات باش ........  

دوستت دارم احمد

مواظب خودت باش

طیبه

نوشته شده در شنبه یکم تیر 1392ساعت 13:8 توسط احمدوطیبه|

کاشکی یکی بیاد اینجا متن ها و بخونه و بره

چرا اینکارو کردی هورممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1392ساعت 8:17 توسط احمدوطیبه|

هورم میدونم که میای میخونی اینجا و میری

فقط بهت بگم که من چهار سال از بهترین لحظاتمو با احمد داشتم

حتی اگرم خائن بدونه منو من دوسش دارم

دلمو بارها شکست اما نگفتم خائن

اینجا باز میمونه برای دل خودم چون براش ارزش قائلم نه مثل احمد بزارم و برم

خوش باشین

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 12:25 توسط احمدوطیبه|

این متنو هورم تو وبلاگش گذاشته بود

تو هم عین همونی

اینقد منو عذاب ندیدن بابا نخواستمممممممممممممممممممممم

برید همتون حتی تو که دم از عشق میزدی منو نشناختی

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 12:13 توسط احمدوطیبه|

چقد بده کسی که اینقدر بهش فکر میکردی که بهت اطمینان داره بره با یه چیز مسخره ادمو امتحان کنه بعدشم طلبکارت بشه

این عشقه؟این اعتماده؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 12:7 توسط احمدوطیبه|

*************************************************************

عکس عاشقانه smstak.com


رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و…و من همچون غربت زده ایی در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید

 دریای من…

احمد

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت 12:47 توسط احمدوطیبه|

عکس عاشقانه smstak.com

تمام “امن یجیب” های دلم را
گره زده ام به کلماتت
و روانه‌ی آسمان کرده ام
.
خاتون ِ خوب ِ خواب و خاطره!
من مطمئنم
خدا تو را برای دلم نگه میدارد

برای تو احمد

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت 12:45 توسط احمدوطیبه|

عکس عاشقانه smstak.com

دیگر آن مجنون سابق نیستم
آن بیابان گرد عاشق نیستم

اینک از اهل نسیم و سایه ام
با تب صحرا موافق نیستم

با سلامی با خیالی دل خوشم
در تکاپوی حقایق نیستم

بس کنید اصرار را، بی فایده ست
من برای عشق لایق نیستم


برای احمد

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت 12:37 توسط احمدوطیبه|

وبلاگ ترانه هم باز شده

خوبه

نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 12:30 توسط احمدوطیبه|

عزیز دلم احمدم روزت مبارک

قشنگترین احساسم تقدیمت میکنم باهزاران شاخه گل سرخ

دوستت دارم و روزبزرگتو تبریک میگم فرشته ی آسمونی .

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 13:10 توسط احمدوطیبه|

سلام عزیزم کجایی اینجا خلوت شده

خودم باید تمیزش کنم دوباره ؟

دلم تنگه شبهاییست که در اغوشت بیصدا از هیاهوی زمان ارمیده بودم.

دوستت دارم احمدم

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 13:5 توسط احمدوطیبه|


مـَن ...

بـا تـمـام ِ کـنـار "او" بـودن هـایـت کـنـار مـے آیـَم . .

مـحـض ِ رضـاے خـدا ...

حـداقّـل دسـت از سـر خـواب هـایـَم بـردار...

دلم تنگه احمد

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 12:43 توسط احمدوطیبه|



تنهایی قشـــنگترین حس دنیاست ،

چون برای داشتنش نیاز به هیچ کس نداری.


نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت 13:24 توسط احمدوطیبه|


چرا غمگینی ؟ : عاشق شدم

آیا عشق شیرین است ؟ : بله شیرین تر از زندگی

چرا تنهایی ؟ : ویژگی عاشق هاست

لذت تنهایی چیست ؟ : فکر به او و خاطرات او

چرا می روی ؟ : برای اینکه او رفت

دلت کجاست ؟ : پیش او

قلبت کجاست ؟ : او برده

پس حتما بی رحم بوده  نه ؟ : نه اصلا

چرا ؟ : چون باز هم او را میپرستم . .

دوستت    دارم احمدممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت 12:13 توسط احمدوطیبه|

 

04000000من هرروز فریادمیزنم . غصه هایت برای من .

دردهایت برای من . دلتنگی هایت برای من .

پس شادیم راباتوقسمت میکنم ای خوب من .

من هرلحظه نگرانت میشوم . پس بامن باش .

بگذار بدانم شادی . آرامی . تابینهایت خوشحالی 04000000

دوست دارم طیبه جونمممممممممممممم

نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392ساعت 10:52 توسط احمدوطیبه|

هورم یا شاپرک یا هر کی هستی نبینمت اینجا

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 13:6 توسط احمدوطیبه|

سلام عزیزم برات گذاشتم تو ایمیل ببینید

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 9:12 توسط احمدوطیبه|

سلام.منم احمد.شاپرک دیگه حق نداری بیایی اینجا و به طیبه بی احترامی کنی.اگه یه باردیگه ببینم نمیبخشمت.چون طیبه باهات کاری نداره.مشکلت منم.طیبه را هم دوسش دارم..

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 11:50 توسط احمدوطیبه|

تو هر چی دلت میخواد بگو اصل چیز دیگه ایه که تو درک نمیکنی شاپرک


نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 12:56 توسط احمدوطیبه|

ببین شاپرک خانوم اگه یکبار دیگه اینجا ببینمت خودت میدونی

نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 12:27 توسط احمدوطیبه|

من جوابمو گرفتم

[تصویر:  0yct649y7crm4mbnsbhd.gif]


نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 10:17 توسط احمدوطیبه|


آخرين مطالب
»
»
» سلامی به گذشته
» احمدم
» رفتنت رو باورنمیکنم طیبه
» غریبه
» تولدت مبارک
»
» دل نامه
» خداحافظ دوستان
Design By : Pars Skin